به مركز زبان هاي خارجي جهاد دانشگاهي صنعتي شريف خوش آمديد

براي اطلاعات بيشتر با شماره 44216966 تماس بگيريد...ا
for more information please call +98 21 44216966
ترم تابستان ٢

Thursday, September 10, 2009

Tuesday, September 8, 2009

Teaching Ideas

Students usually encounter difficulty in interpreting texts that they have just read. Here is a basic step that teachers must always observe during reading classes. Before you present the text that the class will read, list some words from the whole text that you feel will be difficult for them to understand. Show the list of words to the class with the corresponding meaning. Explain these words to your students before they read the whole text. You can also ask them to pronounce these words correctly and use them in a sentence. The reading material will be easier for them to comprehend once they've understood these difficult words.

Monday, September 7, 2009

The Challenge of Teaching Listening Skills

Teaching listening skills is one of the most difficult tasks for any ESL because successful listening skills are acquired over time and with lots of practice. It's frustrating for students because there are no rules as in grammar teaching. Speaking and writing also have very specific exercises that can lead to improved skills. This is not to say that there are not ways of improving listening skills; however they are difficult to quantify.

Sunday, September 6, 2009

How to Improve Your English


1.Watch English language television and films. Thanks to satellite TV, British, American and Australian television programmes and films are widely available all over the world. Try watching with subtitles at first and them without them as you gain confidence.

2.Listen to the radio. The BBC World Service is just one excellent source of spoken English and even broadcasts programmes for learners.

3.Read English language newspapers. Some newspapers use more complex language than others, so choose the right one for you. Remember that you can start with the headlines and then progress to reading the articles as you gain confidence.

علي


راستش مي دانم قرار است در اين بلاگ انگليسي بنويسيم و از كلاس و كتاب و اين ها بگوييم. اما يك هدف اين بلاگ هم پاسخ به سؤالات دانشجويان اگر باشد، مي خواهم به سؤالي كه جندين بار از من شده است و شرايط جغرافيايي و تاريخي پاسخ دادن به آن مهيا نبوده است را اكنون و در اينجا پاسخ دهم. ا


گاه پيش آمده كه به هر دليل از علي سخن بگويم. و به واسطه ي مطالعات بسيار اندكي كه در مورد شخصيت اين انسان بزرگ (نه به عنوان امام اول شيعيان، به عنوان شخصيتي برجسته كه ويژگي هاي عجيب شخصيتي اش مرا مجذوب كرده است) بعضا زوايايي از زندگي پر فراز و نشيب او را در كلاس به اشاره گفته ام كه هميشه نتوانسته ام به تمام و كمال آنچه مي خواهم را بگويم و هميشه با اين پرسش مواجه شده ام كه چه زماني از علي بيشتر مي توانم حرف بزنم. حرف زدن از علي سخت است. آنقدر در اين باره گفته اند و شنيده ايم كه همگان مي پندارند چيز جديدي نيست. نمي دانم. اما به هرحال شايد اكنون و در آستانه ي ضربت خوردن علي زمان مناسبي باشد كه آنچه همواره كامل نخواهد شد را بيشتر بسط دهم.ا

در اول آبان سال 598 پس از ميلاد، علي در خانه ي خدا چشم به جهان گشود و سه روز پس از تولد به همراه مادرش فاطمه دختر اسد از كعبه خارج شد. محمد كه خود پس از مرگ پدرش توسط ابوطالب، پدر علي، بزرگ شده بود و از اخلاق و رفتار اين مرد بزرگ، كه در عين فقر همواره مورد احترام ثروتمندان مكه بود، بهره جسته بود، علي را براي نگهداري پذيرفت. و اينگونه بود كه اين پسرعمو ها در رفتار به شدت به هم شبيه و در ايمان نسبت به هم به شدت پايبند بودند. آن هنگام كه خداوند به محمد به حكم «بخوان بنام پروردگارت كه تورا خلق كرد» نويد پيامبري داد، و در آن شب كه محمد سراسيمه از حرا پايين آمد، علي در هشت سالگي اولين پذيرنده ي اسلام شد. سه سال بعد در هنگامي كه حكم دعوت همگاني براي اسلام از جانب خدا صادر گرديد و محمد اقوام و خويشان خود را در ضيافتي به اسلام دعوت كرد، اين تنها علي بود كه در ١٢ سالگي سه بار در پاسخ دعوت محمد خود را مؤمن به عقيده ي محمد اعلام كرد. بزرگان قريش به ابوطالب زخم زبان مي زدند كه فرزند ١٢ ساله ات اكنون ولي تو شده است. ا

علي در همه ي جنگ ها بجز جنگ تبوك همواره پيش قراول لشگر اسلام بود. آنگاه كه در 26 سالگي به عنوان قهرمان سپاه در مقابل يل ارتش بني اميه، وليد، قرار مي گيرد، وليد به آرامي در گوش او مي گويد كه تو جواني و از اقوام من، و من دلم نمي آيد تورا بكشم. او بدون لرزش صدا پاسخ مي دهد: اما من هيچ باكي از جداكردن سر تو از بدن ندارم. و همين گونه مي كند. از شهامت علي در جنگ و ضرب كشنده ي ذوالفقار زياد شنيده ايم. من مايلم ازين جنبه به سرعت بگذرم تا به جنبه هاي ناگفته تر برسم. ا

در بيست و چهارسالگي و هنگام فرار محمد از مكه به مدينه كه مبناي تاريخ ماست، علي در بستر او مي خوابد و آن داستان كه مي دانيد رخ مي دهد. اما علي وظيفه ي ديگري هم دارد كه حاكي از حد ايمان و نزديكي محمد به اوست: هرآنچه كه ديگران به عنوان امانت نزد محمد امين نهاده اند را به صاحبان آن باز گرداند.ا

پسرعمو و دوست صميمي محمد، پس از پيوستن به او در مدينه در فرماني كه از جانب خدا بر محمد نازل گرديد به سمت دامادي او نيز درآمد. فرزندان اين پيوند مقدس را محمد بارها و بارها اهل بيت خود خواند و آنچنان هستند كه مي دانيد. ا

به سبب وظايفي نظير عقد قراردادهاي صلح، پيام آوري براي ساير كشورها، شركت در جنگ ها و فتح مكه بدون خون ريزي، و دستياري محمد در تصميماتي كه مي گرفت، علي در سمت وزير امور خارجه ي دولت او، وزير دفاع دولت او، وزير ارتباطات دولت او، مشاور او و وزير كشور دولت او فعاليت مي كرد. در آخرين سفر حج عمر خود، محمد علي را در سن ٣٤ سالگي به عنوان ولي و مولاي امت خويش برگزيد.ا

پس از وفات محمد شخصيت علي كه همواره تحت الشعاع شخصيت محمد بود بيشتر مورد توجه قرار گرفت. پس از داستان عدم پذيرش شروط هيات تعيين رهبر و تبديل شدن علي به فردي عادي از جامعه، زيستن علي درخشش بيشتري مي گيرد. بيست و پنج سال سكوت و مصلحت انديشي. جلوگيري از هواداران تندرو از انجام هرگونه حركتي و تندروي اي و بنيانگذاري اتحاد شيعه و سني. شغل او كارگري براي اربابان و ايجاد چاه و نهر. همسرش نيز گندم آرد مي كرد و درآمد كسب مي كرد. اما عجيب اينكه در اين خانواده ي سخت كوش هرگز رنگ رفاه ديده نشد. بيشتر از همه كار مي كردند و كمتر از همه بهره مي بردند. اما همين كارگر سخت كوش با دستهاي پينه بسته و پوست زبر، شاعري با احساس و نويسنده اي متبحر است. صبح ها عرق ريختن در صحراي خشك عربستان و شب ها شاعري و نويسندگي!ا

پس از بيست و پنج سال و به خواست مردم علي حاكم جامعه ي مسلمين مي گردد. اما در اين حكومت چيزي عجيب ديده مي شود. غالبا آن كساني كه در مخالفت با نظامي تبديل به چهره هايي انقلابي و مخالف مي شوند وقتي خود به حكومت مي رسند به ناگزير محافظه كار مي شوند. چراكه حكومت كردن لازمه اش محافظه كاري و مصلحت انديشي و ملاحظه كاري و تقدير و تشكر كردن از مردم تحت امر حاكم است. اما علي اينگونه نيست. آن هنگام كه حقش در حكومت را خورده اند مخالفي محافظه كار است و وقتي به حكومت مي رسد حاكمي انقلابي! نطق هاي آتشين و گله هاي رك و پوسكنده اش به امت اش در اين دوره ديده مي شود. بدترين و تهوع آورترين مثال ها را در تشبيه حكومت مي آورد و باكي از آن ندارد كه چيزي از دست بدهد. درست آن هنگام كه مي تواند با ادامه ي روند خلفاي پيشين حكومتي طولاني و خوش آب و هوا داشته باشد، همه چيزش را فداي برابري و قانون مي كند. «عدالت» همه ي آن چيزي ست كه او برايش زندگي مي كند، حكم مي راند و ... مي ميرد!ا

كمتر از پنج سال حكومت او و عدل بي رحم و زبان آتشين اش مدينه ي فاضله ي هر جستجوگري ست كه در پي ايده آل حكومت داري مي گردد. اگرچه اين دوره ي كوتاه با جنگ ها و خيانت هاي فراوان دوستان و دشمنان كه اينبار اغلب از مؤمنان دوآتشه بودند، مي گذرد، گفتني هايش آنقدر زياد است كه قلم راياري نوشتن و چشم را ياري خواندن نيست. نظام حكومتي علي كه از اعمال، گفته ها و كرده ها و پيغام هايش به حكمرانان زيردستش درك مي شود آنچنان جامع و كارآمد است كه هيچ شهروندي، فارغ از آنچه بدان ايمان دارد و جنسيت و محل زندگي اش، حس نابرابري نمي كند و همين است كه آنها كه مي پنداشتند با ديگران متفاوتند را به ستوه مي آورد و با علي دشمنشان مي كند. داستان هاي عجيبي از اين دوره نقل است. امام مؤمنان زره خود را كه يك مسيحي هم ادعاي صاحب بودن كرده بوده است در محكمه ي قاضي از دست مي دهد چراكه شاهدي براي صاحب آن بودن نداشته است! در دست برادرش ذغال داغ مي گذارد كه طمع زياده خواهي را فراموش كند و پيرزن يهودي كه براو ظلمي رفته به ديدارش مي آيد و ...ا

علي آن هنگام كه ايمان مي آورد بهترين مؤمن، و آن هنگام كه شمشير مي زند بهترين جنگجو، و آن هنگام كه مي نويسد بهترين نويسنده، و آنهنگام كه كار مي كند بهترين كارگر، و آن هنگام كه حكم مي راند بهترين حكمران، و آن هنگام كه قضاوت مي كند بهترين قاضي، و آن هنگام كه همسري مي كند بهترين همسر، و آن هنگام كه مي بخشد بهترين بخشايشگر، و آن هنگام كه سخن مي گويد بهترين سخنران است. !ا

بخش اعظمي از زندگي علي در پرهيز و جلوگيري از خشونت و خونريزي و تندروي گذشت. در حالي كه در جامعه ي آن زمان خشونت و خونريزي يك ارزش و يك اصل بود. نوشته هاي علي در يك ويلاي خوش منظره در يك منطقه ي خوش آب و هواي دنيا نبوده اند. در جهنم داغ صحراهاي خشك عربستان و آنجا كه هيچ چيز جز خار و آفتاب داغ و خشكسالي وجود ندارد، و در ميان مردمي كه زور و زر خداوندگارانشان است نگاشته شده اند. سخن از بخشش و تواضع و نتيجه اعمال و عدالت و صرفه جويي و وفاي به عهد و دوري از خشم و غرور و مدارا با ضعيفان و ... در آن هنگامه ي تاريخ حاكي از ذهن متفاوت علي ست كه منجمد در عصر و منافع خود نبوده است. او متفاوت زاد، متفاوت زيست و متفاوت مرد...ا

Friday, September 4, 2009

نمودار رضایت مندی آموزش پذیران از آموزشگاه و پرسنل



با تشکر از فراگیران عزیز که ما را در برگزاری هرچه بهتر این نظرسنجی یاری کردند
به منظور پیشرفت و خدمت رسانی هر چه بهتر انستیتو زبان جهاد دانشگاهی دانشگاه شریف اقدام به انجام نظر سنجی فوق کرد
فراگیران محترم به سوالات مطرح شده در برگه های نظرسنجی از 1-20 نمره داده و اکنون نتیجه نهایی این نظرسنجی در بالا آورده شده است. برای نمایش بزرگتر لطفا روی عکس کلیک کنید.ا

Thursday, September 3, 2009

Blog Report # 1


It has been two weeks since Jahad Sharif Blog has started to work. Over the past 2 weeks, we have had about 220 visitors from 13 countries worldwide, and 650 page views. Our visitors have spent 9 minutes and 15 seconds on average in our weblog.

English Language Tests For EIE Level - Past Simple

This is a True or False exercise, practicing irregular verbs in the Past Simple.


1. The Past Simple of are is was.
□ True    
□ False

2. He worked there for twenty years. The person no longer works there.
□ True    
□ False

3. The Past Simple of shake is shook.
□ True    
□ False

4. The Past Simple of do is done.
□ True    
□ False

5. The past simple of know is knew.
□ True    
□ False

6. The Past Simple of do is did.
□ True    
□ False

7. The Past Simple of see is seen.
□ True    
□ False

8. "She worked there during the summer." It's still summer.
□ True    
□ False

9. The Past Simple of put is putted.
□ True    
□ False

10. The Past Simple of shake is shaken.
□ True    
□ False

Let's take a short quiz

Mixed Idioms Quiz
Instruction: Choose the correct answer.



1: Someone who is as cool as a cucumber doesn't get upset or worried.

□ True
□ False

2: If you'd do something at the drop of a hat ,you would need to think things over carefully before deciding.

□ True
□ False

3: If something takes donkey's years, it won't take very long .

□ True
□ False

4: If something has gone down the pan ,it has failed.

□ True
□ False

5: If you take to something like a duck takes to water ,you have a natural talent for it .

□ True
□ False

6: If you the bull by the horns ,you deal with a problem directly.

□ True
□ False

7: If you talk out of your hat ,you talk nonsense.

□ True
□ False

8: If someone tells you to keep your hair on ,they want you to show more emotion.

□ True
□ False

9: If you go Dutch when paying a bill , one person pays for everything .

□ True
□ False

10: If you work like a dog ,you work very hard indeed.

□ True
□ False


Wednesday, September 2, 2009

كلاس زبان خوب چه كلاسي است؟

شايد گاهي از خود پرسيده باشيم آيا كلاس زبان ما كلاس خوبي است؟ شايد وقتي كسي مي گويد كلاس ما خوب است يا كلاس ما خوب نيست ما به اين فكر كرده ايم كه اصلا اين به چه معني است؟ آيا «كلاس خوب» براي استاد و شاگرد يك معني دارند؟ ديگران را نمي دانم. اما يك كلاس خوب از ديدگاه من داراي اين ويژگي ها مي باشد

الف - وجود ارتباط مثبت بين افراد
استاد كه وارد مي شود بايد موج مثبت نگاه شاگردان را دريافت كند. همچنين شاگردان بايد در نگاه استاد انرژي و اشتياق آموختن را حس كنند
ب - دانستن اهداف آموزشي
هم استاد و هم شاگرد بايد بدانند در هر صفحه، هر درس يا هر فعاليت دقيقا چه چيزي را در حال آموختن هستند
پ - امكان اشتباه كردن
كلاس خوب كلاسي است كه اشتباه كردن در آن ساده و كم هزينه است
ت - تبادل اطلاعات خارج از كتاب
در يك كلاس خوب، تنها زبان انگليسي آموزش داده نمي شود. بسياري از مطالب موجود در كتاب هاي آموزشي ارزش تجربي داشته و براي زندگي بهتر ما مفيد هستند. اصولا ديدگاه آموزش زبان بايد با ديدگاه آموزش دروس ديگرمتفاوت باشد
ث - رفتار دلسوزانه و مسؤولانه
هريك از طرفين استاد و شاگرد بايد در كار خود دلسوزي و احساس مسؤوليت كنند. استاد در مقابل كسي كه تكليفش را نمي نويسد بايد به جاي خشم، غصه بخورد و دلش بسوزد
ج - تدريس خوب / تحصيل خوب
انجام مسؤوليت هاي منطقي مرتبط با دريس و تحصيل از قبيل تمرين و تكرار و ...ا
چ - تنظيم زمانبندي و رعايت نمودار اس پيشرفت
آهنگ فرايند آموزش در طي مدت ترم به شكل نمودار معروف به «اس» مي باشد. چنانچه در اين نمودار مشخص است، آهنگ آموزش در ابتدا و انتهاي ترم بايد اندك باشد. اين آهنگ اما در ميانه ترم به حداكثر سرعت خود مي رسد. داشتن برنامه زمانبندي براي دستيابي به آهنگ مناسب بسيار ضروري مي باشد
ح - به خاطر ماندن
در نهايت كلاس خوب كلاسي است كه شاگرد و استاد هردو به خاطرش خواهند سپرد. شايد اين بهترين روش درك اين حقيقت است كه آيا يك كلاس واقعا خوب بوده است يا خير